تبليغاتX
ܓܨ(●̮̮̃•̃)مسافر☆★تاریکی(●̮̮̃•̃)ܓܨ✶



 

سوال هاي عشقي اي که ممکن موقع استخدام شدن ازتون پرسيده بشه!!!

 

اگه يه موقع براي مصاحبه به جايي مراجعه کرديد، حتماً خودتون رو براي ارائه جواب مناسب براي اين سوالات حاضر کنيد تا مثل مصاحبه شونده هاي ما مشکلي براتون پيش نياد.

مصاحبه شماره يک (مصاحبه شونده يک خانم است)

سوال کننده؛ شما نامزاد دارين؟

مصاحبه شونده؛ آره دارم.

سوال کننده؛ آيا نامزادتون در همين شهر زندگي مي کنه؟

مصاحبه شونده؛ نه اون تو يه شهر ديگه زندگي مي کنه.

سوال کننده؛ ببخشيد شرکت نمي تونه شما رو استخدام کنه!

مصاحبه شونده؛ اُه خداي من چرا؟

سوال کننده؛ شما نمي تونيد در شرکت ما استخدام بيشين. شرکت نمي تونه هزينه زياد مکالمه تلفني شما با نامزادتون رو پرداخت کنه!


مصاحبه شماره دو (مصاحبه شونده يک آقاست)

آيا نامزاد دارين؟

نه ندارم.

آيا تاحالا به خواستگاري کسي رفتين؟

آره ولي جواب نه شنيدم.

آيا تاحالا به اين فکر افتاده بودين که اول يه کار ثابتي پيدا کنين بعد براي ازدواج فکر کنيد؟

داشتن کار مهمترين چالش زندگيه. در حال حاضر ديگه نمي خوام درباره اين مسئله شخصي فکر کنم.

باعرض پوزش شرکت نمي تونه شما رو استخدام کنه.
اُه خداي من، چرا؟
شما از نظر توانايي هاي شخصي و اعتماد به نفس ضعيفيد.


مصاحبه شماره سه (مصاحبه شونده يک آقاست)

نامزاد دارين؟

آره.

آيا نامزاد شما زيباست؟

نه زياد.

با عرض پوزش شرکت ما نمي تونه شما رو استخدام کنه
.

چرا؟ آيا زيبا نبودن نامزاد من به اعتبار شرکت شما ضربه مي زنه؟

نه ضربه نمي زنه ولي چون شرکت ما در بازار هنر است، شرکت فقط هنرپيشه ها را استخدام مي کند.


مصاحبه شماره چهار (مصاحبه شونده يک آقاست)

نامزاد دارين؟

بله

آيا او زيباست؟

آره

آيا اون اولين کسيه که عشقش شديد؟

آره

با عرض پوزش شرکت ما نمي تونه شما رو استخدا کنه، چون روحيه پيشرفت در شما نيست و ديدن اولين شانس ديگر بقيه شانس ها رو نمي بينيد.

مصاحبه شماره پنج (مصاحبه شونده يک آقاست)

نامزاد دارين؟

بله

آيا اون اولين کسيه که عاشقش شدين؟

نه قلبش با چند نفر بودم.

با عرض معذرت شرکت ما نمي تونه شما رو استخدام کنه چون شما نمي تونيد به يه کار دل ببنديد و سريع از اون دل مي کنيد و به سمت يکي ديگه مي ريد.


مصاحبه شماره شش (مصاحبه شونده يک خانم است)

آيا نامزاد دارين؟

بله.

آيا نامزاد شما پول دار است؟

نه.

با عرض معذرت شرکت ما نمي تونه شما رو استخدام کنه. چون شرکت ما با پول خيلي زيادي سر و کار داره و ممکنه شما رو به وسوسه بندازه.


مصاحبه شماره هفت (مصاحبه شونده يک خانم است)
آيا نامزاد دارين؟

بله

آيا اون پول دار هست؟

آره خيلي خيلي پول داره. يه شرکت داره

با عرض پوزش، شرکت ما نمي تونه شما رو استخدام کنه. بخاطر اينکه نامزاد شما شما رو استخدام نکرده ما استخدام کنيم؟

اما اونجا جاي خالي براي استخدام شدن من نبود.

خوب شما چه تخصصي دارين؟

تجربه منشي گري دارم.

با عرض معذرت ما نمي تونيم شما رو استخدام کنيم، چون زيبايي شما ممکنه حواس مديراي ما رو پرت کنه.

اما…. من اصلاً زيبا نيستم

خوب بدتر، چون ديگه مديراي ما نمي خوانتون!



 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ساعت 3:22 موضوع | لینک ثابت


    
           لطفا جوگير نشويد!!!!!
               

براي اصلاح جامعه بايد فردفرد شهروندان به تغيير عادت‌هاي اشتباه خود اقدام کنند

سراسر دنيا را وجب به وجب بگرديد ملتي پيدا نمي‌کنيد که مردمان آن بتوانند مثل ما جوگير شوند، خالصانه عرض مي‌کنم، حداقل در اين يک مورد مردمان هيچ کشوري به گرد پاي ما هم نمي‌رسند. سرعت جوگير شدن ما آنقدر بالاست که خود ما هم غافلگير مي‌شويم، اما باز جاي شکرش باقي است که اين جوگير شدن ما با همان سرعت و شدتي که اوج مي‌گيرد، فروکش هم مي‌کند. بگذريم...... 

 تا به اينجا هر چه خوانده‌ايد مثلا مقدمه بوده، اصل مطلب مانده است که اگر آن را هم نخوانديد، زياد مهم نيست. لپ کلام همان بود که گفتيم، اما تا آخر مطلب را اگر خوانديد، لطفا جوگير نشويد و براي اداي احترام فيزيکي، دسته‌جمعي به وبلاگ ما مراجعه نکنيد.

 

اما اصل گزارش را با يک شيوه نوين و ابداعي! با چند سوال شروع مي‌کنيم.

 (اوج خلاقيت ما)‌

اول اين‌که چرا ما اين همه جوگير مي‌شويم؟

ريشه اصلي اين جوگير شدن سريع و دائمي ما کجاست؟ (نشاني دقيق محل ريشه مورد نظر است.)‌

شما تا به حال چندين و چند صد بار جوگير شده‌ايد؟ (به ده رقمي‌ها جايزه داده مي‌شود.)‌

تاکنون چندين بار به دليل جوگير شدن در مسائلي که هيچ اطلاعي از آن نداريد، دخالت کرده‌ايد؟ (دوست نداريد، پاسخ ندهيد.)‌

به نظر شما اين جوگير شدن‌ها ريشه رواني دارد؟ (البته که ندارد. تا نظرشما چه باشد.)‌

آيا تاکنون به دليل جوگير شدن بي‌موقع شرمنده شده‌ايد؟ (پاسخ منفي پذيرفتني نيست.)‌

برگرديم سر اصل مطلب، يعني همان آگاه کردن شما از موضوعات مختلف اما اين بار انواع جوگير شدن در ايران امروز و چه بسا در جهان امروز، البته با ذکر اين نکته که تمامي داستان‌هاي نقل شده واقعي است، به جان خود (آخر کلمه خود را آن‌گونه که دوست داريد کامل کنيد، مثلا، م بگذاريد، يا ت يا ش بگذاريد يا…. ايهام را حال کرديد) راست مي‌گويم.

بقیه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در شنبه پانزدهم مرداد 1390 ساعت 22:0 موضوع | لینک ثابت


سلام

خوفید؟خوشید؟

از اینکه آپ نمیکنم باید ببخشید یه مدت خیلی کار دارم درسام هم

ریخته رو سرم ایشالله بعد از اینکه سرم خلوت شد آپ میکنم

دوستانی که میان و به وبم سر میزنن و منتظر آپ جدید هستن 

کلی عذز خواهی  میکنم از حظورشون

فعلا بای


 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در دوشنبه سی ام خرداد 1390 ساعت 19:25 موضوع | لینک ثابت


سلام به همه دوستای گلــــم

همگی خوبید؟

 من که اصــــلا حال خوشی ندارم بلاگفا اعصابمو خورد کرده 

قالب وبم میره و منم که باید از اول.....البته این دفعه اول نیستش

خواستم بگم که اونایی که منور میکنن وبمو تعجب نکنن از این وضعیت

تا چندروز دیگه رفع زحمت میکنمو از بلاگفا میرم و آدرس جدیدمو آپ میکنم

راستی از دست بعضی از دوستان که تشریف نیاوردن تولدم و دعوتمو قبول نکردند و بهم سر نزدند ناراحتم

به امید دیدار

بـــــــــــــــــای

 


 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت


  سلام دوس  جونیای خوشلم خوفيد سلامتي ؟
  منم که خيلي خيلي خوفم بهتر از هميشه!
  تعطيلات که خوش گذشته به همگي؟  تعطیلات که به من خیلی خوش گذشت
 از اونجایی که قرار بود نریم مسافرت و کل شيرازو بگرديم قسمت شدو۵ روز آخر مسافرت بودیم که خيلي خوش گذشت جاي همگی سبز...
 آپم گذاشتم وا۳  امروز که تولدمه
اول بفرمائید داخل سالن
حالا دور هم یه جشن  کوچولو میگیرم
شروع میکنیم
وااااااااااای دی جی هم که خوابه بابا بیدارشوتفلدمه ها
ببنید چجوربیدارش کردم
 
حالا آقایون دستخانوما رقص حالا بر عکس  خانوما دست آقایون رقص
خب اگه همین کارو تکرار کنیم چه جشنی میشه حالاواسه اینکه خسته نشید  10مین آقایون
10مین خانوما
دیگه نوبتی هم باشه نوبت کیک تولد
و شمعه

اینم کیک تولدم

فوت فوت فوت

حالا که دور هم جمعیم یه چندتا عکس خوشل ویادگاری بندازیم
همگی بگید سیـــــــــــــــــب با شمارش معکوس
1.2.3
  


خب خب خب خیلی خوش گذشت بفرمائید خونه هاتون بسه دیگه چقد خوش گذرونی؟


  تولدم مبارک


 مر30 از اینکه اومدید تولدم خوشحال شدم

دوستتـــــــــــــــــون دارم

نظر یادتون نره

بـــــــــای




 


 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 6:20 موضوع | لینک ثابت



سلام دوستای خوشلم خوفید؟من که خیلـــــی خیلـــــی خوفم !این آپ آخرین آپ سال ۸۹هست آپ بعدیم بعد از تعطیلاته !ازاونجا که پیداست همه لحظه شماری میکنن که هرچه زودتر سال تحویل بیاد  من خیلی مشتاق نیستم   آخه هرسال مسافرت میرفتیم امسال باید شیراز بمونیمو با دختر عموم شیماو آجیم بریم کل دیدنی شیرازو ببینیم آخه خیلی از دیدنی هاشو ندیدیم خیلی جالبه نه؟بچه شیرازو این حرفا! دیگه باید برم هرچند نمیشه دل کند اما.......دوستون دارم دوست جونیای خوشلم سال خوفی رو براتون آرزو میکنم

 نظریادتون نره

 بای عزیزان دلم

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار


 جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار خجسته باد


مــــثل ســـــــــبزه زیــــبا
مثل ســـمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید


 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / کاسب پیر دگر باره جوان خواهد شد!

من و تو غمزده از این همه خرج شب عید / لیکن او صاحب یک سود کلان خواهد شد

موسم دلخوری و گیجی آن اهل حقوق / وقت بشکن زدن پیشه وران خواهد شد

حرف عیدی نزنی پیش خسیس الدوله / که کند سکته و درخاک نهان خواهد شد

اول عید ، حقوق من و تو نفله شود / سرمان باز دچار دَوران خواهد شد

باز ذکر « چه کنم ، آی چه کنم » می گیریم / قلبمان نیز دچار ضربان خواهد شد

مخمان سوت زد از قیمت شیرینی جات / کم کمک قیمت آن ، قیمت جان خواهد شد

مرد در « خانه تکانی » شده شاگرد زنش / دم عید است و چنان رفتگران خواهد شد

از هجوم فک و فامیل فلان شهر به « ده » / چون هتل ، خانه ی مشدی رمضان خواهد شد


 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389 ساعت 19:53 موضوع | لینک ثابت



صداي شکستن قلبم را نشنيدي چون غرورت بيداد مي کرد اشکهايم را نديدي چون محو تماشاي باران بودي ولي اميدوارم انقدر در آيينه مجذوب نشده باشي که حداقل زشتي ديو خود خواهيت را ببيني باشد که باديگران چنان نکني که با من کردی



مي داني؟ من همه گمشده هايم زندگي ام را در گوشه و كنار اين كلبه جستجو مي كنم همه لحظات از دست رفته را مي خواهم جايي همين اطراف پيدا كنم شايد نشود اما من مي گويم مي شود مي داني؟ اين كلبه با وجود آنكه ديگر عصر سنگ و آهن سالهاست آغاز شده، روزگار سيماني و درخشندگي شيشه اي مدتها فرا روي انسان قرار گرفته، جاني دارد از جنس روح من، محبتم به تو و علاقه به بودن در كنارت. آنگونه بگويم كه اگر بداند روزي ماواي نخواهد بود، چه بسا در ساعتي و يا كمتر ديوارهايش فرو بريزد


يک نفر ... يک جايي ... تمام روياهاش لبخند توست ... و زماني که به تو فکر مي کنه ... احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه ... پس هر گاه احساس تنهايي کردي ... اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ... يک نفر ... يک جايي ... در حال فکر کردن به توست


 
دنياي عجيبي است؛ وقتي مي خواهي گريه کني، شانه اي نداري تا سر بر آن گذاري و غم دلت را زار زار اشک بريزي و وقتي شانه اي براي گريستن داري ديگر اشکي براي ريختن نداري، و نه حتي نيازي به ريختن اشک

خیال خام

چه خیال خامی است

آن زمان که می پنداریم دوستمان دارند

چکاوک هایی که عمری برای آنها مردیم

و چه نیرنگ و پرفسونیست

باور چشمهایی که گمان می کردیم

در خلوت تنهایشان

برای مرگ ساده وجودمان گریسته اند

قلب من چقدر ساده و خام اندیش بود که می پنداشت

آن چکاوک ها زنان عاشقی هستند که

در افسون چشم هایم محسور مانده اند

و ناتوانند از دلسپردگی به غیر

و چقدر سخت بود انتظار عبور قلب بارانی ات

زمانی که زیر خروارها خاک خفته بودم


نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود


 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 ساعت 2:20 موضوع | لینک ثابت



صداي شکستن قلبم را نشنيدي چون غرورت بيداد مي کرد اشکهايم را نديدي چون محو تماشاي باران بودي ولي اميدوارم انقدر در آيينه مجذوب نشده باشي که حداقل زشتي ديو خود خواهيت را ببيني باشد که باديگران چنان نکني که با من کردي

 

کلمات محبت آميز کوتاه و آسان است. ولي باز تاب آنها واقعا بي انتهاست.
******************
جايي که ازدواج بدون عشق باشد؛ حتما عشق بون ازدواج نيز خواهد بود.
******************
اگر خواهم غم دل با تو بگويم
تو را تنها نمي يابم
اگر تو را تنها بيابم
جايي نمي يابم
اگر جايي پيدا شود و تنها هم تو را يابم
ز شادي دست و پا گم مي کنم خود را نمي يابم...

 




 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 ساعت 19:31 موضوع | لینک ثابت


چرا مردهــ ــــــ ــــــ ــــــــ ــــــا..........؟


۱-چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند


۲- چرا مردها هميشه خوشحالند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند

3- چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند

۴- اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند

۵- شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد

۶- ورزش کنار درياي آقايون چيست؟
هر موقع خانمي را در بيکيني مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند

۷- به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟
با استعداد

۸- فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟
نرخ اوراق بهادار رشد مي کند

۹- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم

۱۰- دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند؟
1- فکري ندارند 2- کاري ندارند

۱۱- در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
توريست

۱۲- اگر آقايون هم باردار مي شدند آنوقت
خدمات پزشکي در مغازه هاي خواروبار فروشي هم ارائه مي شد

۱۲- آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

۱۴- يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟
مرد در يک اتاق

۱۵- براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟
يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطح ماهيتابه برسد

۱۶- آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟
''کثيف'' و '' کثيف اما قابل پوشيدن''

۱۷- تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند

۱۸- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه مي گذرد؟
ملافه را روي سرشان مي کشند و مي گويند ''تو خيلي نازي عزيزم''

۱۹- يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

۲۰- شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟
زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند

۲۱- چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟
به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند

۲۲- چرا مردان تنها در نيمي از زندگي خود با بحران مواجه هستند؟
زيرا آنها در تمام طول زندگي خود در دوران نوجواني به سر مي برند

۲۳- آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟
به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد

۲۴- رفتن به بار مجردها چه فرقي با رفتن به سيرک دارد؟
در سيرک كسي صحبت نمي کند

۲۵- چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند

۲۶- شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را مبادله مي کنيم

۲۷- چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟
دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند

۲۸- شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟
هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد مي کنند و حتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند

۲۹- فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟
بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد

۳۰- نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟
چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند
.

 


 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در چهارشنبه سوم آذر 1389 ساعت 17:15 موضوع | لینک ثابت


 در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن

۱. روش کوزه ایی :همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲. روش عرفانی :چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

۳. روش سوسکی :بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴. روش تیپ :انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارداما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفعه !


۵. روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.


۶.روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

7. روش فامیلی :یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین.

8. روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سا.نسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند

 


 

نوشته شده توسط .Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ‘°•❤•.¸✿SARA✿¸.•❤•.❀•.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در شنبه یکم آبان 1389 ساعت 17:55 موضوع | لینک ثابت